سرنوشتی که با یک تصادف از سر نوشته شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۲/۱۰/۲۳ | 

مصاحبه اختصاصی با یک جوان مخترع
سرنوشتی که با یک تصادف از سر نوشته شد


لبانش هنوز همان طور می خندند. مثل همان عکسی که چند هفته قبل از تصادف می خندید. چشمانش هنوز از شیطنت های بچگی اش می درخشد....

زهرا داستانی: لبانش هنوز همان طور می خندند. مثل همان عکسی که چند هفته قبل از تصادف می خندید. چشمانش هنوز از شیطنت های بچگی اش می درخشد. تنها تفاوتی که با کودکیش دارد همان صندلی چرخ داری است که هر از گاهی از خود صدایی در می آورد. بوقی میزند . چراغ هایش چشمک می زنند و او را وادار می کنند از جایش تکانی بخورد. می گوید از هنگام تصادف چیزی به خاطر ندارد. وقتی که از مدرسه به خانه بازمیگشته تصادف می کند. کلاس چهار ابتدایی بوده و زمان امتحانات ثلث دومش. یک ماه به آخر سال مانده بوده و روزهای پایان سال را میشمرده که این اتفاق برایش می افتد. فرزاد سلیمی طاری متولد 1360 است. 10 ساله بوده که یک تصادف سرنوشتش را به یک صندلی پیوند می زند. 22 سال از آن حادثه تلخ گذشته است و او امروز یک جوان موفق است. هر چند که ظاهرش با 10 سالگیش کمی متفاوت است. اما...

AWT IMAGE


ـ نگاه فرزاد سلیمی 10 ساله قبل از این اتفاق به معلولین چگونه بود؟ آیا با زندگی یک فرد معلول آشنایی داشتید؟

قبل از این اتفاق در همسایگی  ما جانبازی زندگی می کرد که با ایشان در ارتباط بودیم. همیشه وقتی که سرمان خلوت می شد و اوقات فراغتی بود ویلچریش را می گرفتیم و بازی می کردیم. اما تا قبل از این اتفاق نگاه یک کودک به صندلی چرخ دار یک بازی کودکانه بود. بعد به خاطر تصادفی که اتفاق افتاد خودم هم گرفتار همان صندلی شدم. شاید نباید اسمش را گرفتاری بگذارم. خداوند الطاف زیادی دارد این هم یکی از لطف های خداوند بود.

AWT IMAGE

ـ بعد از تصادف وقتی که چشمانتان را در بیمارستان باز کردید چه حسی داشتید؟

شدت ضربه آنچنان بالا بود که حتی یک ماه بعد از تصادف هم از آنچه که رخ داده بود اطلاع نداشتم. پزشکان وقتی که من را به بیمارستان آورده بودند به پدر و مادرم گفته بودند امیدی به زنده بودنش نیست. بعد از این که به هوش آمدم 7 یا 8 عمل جراحی روی من انجام شده بود. ستون فقرات و دنده ها و دست راست و پاهای من تمام در گچ بودند و من حتی نمی توانستم کوچک ترین تکانی بخورم. حس یک کودک ده ساله در آن حال حس خوبی نبود. کودکی که تا قبل از این عضو تیم فوتبال مدرسه بود و آخرین بازی که انجام داده بود. تیم فوتبال مدرسه را به فینال برده بود. قبل از اهدای جوایز بود که این اتفاق افتاد. خانواده بعد از تصادف به من گفتند که احتمال دارد تا مدتی نتوانم راه بروم و کم کم متوجه شدم که باید این شرایط را قبول کنم و بپذیرم که دیگر نمی توانم راه بروم.

AWT IMAGE

بعد از بهبودی، تابستان با برانکارد به مدرسه رفتم و امتحان ثلث دوم مدرسه را که غیبت داشتم دادم و تا سال بعد این روند ادامه داشت و خدا کمکم کرد تا بتوانم با این مشکل کنار بیایم. فکر کنین کسی که ده سال از زندگیش را با شور و هیجان زندگی کرده باشد و بعد با یک اتفاق تمام زندگیش زیرو رو شود از لحاظ روحی و روانی چقدر آسیب می بیند. اما تابستان همان سال با خانواده به مشهد رفتم. به پابوس امام رضا و آرامشم را از او گرفتم.

AWT IMAGE

ـ بعد این که با این واقعیت مواجه شدید چطور به جامعه بازگشتید و اعتماد به نفس خود را برگردانید؟

تا سال دوم یا سوم راهنمایی روند ادامه تحصیل من بیشتر در خانه بود و کمتر به مدرسه می رفتم. اما زمان هایی که به مدرسه می رفتم زنگ های تفریح و ساعات ورزش یا در کلاس می ماندم یا پشت در کلاس منتظر همکلاسی هایم بودم. یک روز زنگ ورزش بود و من در کلاس تنها بودم که یکی از معلمین پرورشی وارد کلاس شد و گفت: اگر تا 4 ساعت دیگر هم تنها باشی نمی خواهی از این چهار دیواری بیرون بروی. بعد از آن روز با خودم فکر کردم؛ به حرف هایی که دیگران به من می زدند. به این که اگر به این وضع پایان ندهی چه خواهد شد؟ می خواهی همیشه خودت را در یک چهاردیواری محصور کنی؟ و با کسی در ارتباط نباشی؟ روی همه این حرف ها تمرکز کردم و با خودم گفتم که اگر پیوند نخایی هم به سایر پیشرفت های علمی بشر اضافه شد و من پیوند نخایی هم انجام دادم. برای بهبودیه کامل باید زمان های زیادی سپری شود تا به حالت عادی باز گردم. تا آن زمان شاید مدت طولانی از عمر من گذشته باشد. پس من هم باید مثل سایرین وارد اجتماع شوم و با آنها زندگی کنم.

AWT IMAGE

ـ در دوران تحصیل نگاه همکلاسی هایتان به  معلولیت چگونه بود؟

زمانی که تصادف کردم اواخر سال چهام ابتدایی بودم و سال پنجم هم اکثرا با همان همکلاسی های سابقم درس می خواندم. آنها همان کسانی بودند که از قبل از من شناخت داشتند و از قضیه ناراحت بودند چرا که این اتفاق برای کسی افتاده بود که ارشد کلاس بود و همیشه در کلاس غوغا به پا می کرد. اکثر همکلاسی ها رابطه خوبی با من داشتند و من هم به آنها در درس ها کمک می کردم. در دوران تحصیلم در کنار افراد عادی درس خواندم و سر کلاس ها حاضر شدم. حتی مدیر و ناظم اوایل سخت گیری می کردند و گلایه داشتند که ما نمی توانیم کلاس ها را به خاطر تو به طبقات پایین بیاوریم و بهتر این است که به مدارسی بروی که خاص افراد معلول باشد. اما با تمام این وجود دوران تحصیل به پایان رسید و تمام سختی ها را پشت سر گذاشتم.

ـ نظر شما در مورد نگاه ترحم آمیز مردم به فرد معلول چیست؟

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم نگاه ترحم برانگیز افراد به معلولین وجود دارد. و شاید یکی از دلایلی که این نگاه را در جامعه ما پرورش می دهد خود افراد معلول باشند. من معلولینی را می بینم که تکدی گری می کنند. شاید شرایط مناسبی نداشته باشند اما تکدی گری سبب می شود که دید جامعه را به خود منفی کنند و نگاه ترحم آمیز را گسترش دهند. نمونه آن را که برای خودم اتفاق افتاد شرح می دهم روزی در یکی از مراکز خرید با خانواده مشغول خرید بودیم که آقایی به من نزدیک شد و به من دو سکه 25 تومانی داد و گفت: این را بگیر، نیازت می شود. و بعد رفت. خانواده ام به شدت از این اتفاق ناراحت شدند. اما من به آن فرد حق می دهم. و می دانم که برای از بین بردن این دیدگاه تلاش و زمان زیادی نیاز است.

ـ شما برای مقابله با این نگاه ترحم آمیز به معلولین چه می کنید؟

ما متولد نشده ایم که برای نگاه مردم زندگی کنیم. بعد از تصادفی که کردم دنیای من دگرگون شد. زندگی من بعد از تصادف 380 درجه با قبل فرق کرد. خدا زندگی دوباره ای به من بخشید. خداوند زمانی به من توانایی کامل داده بود و زمانی هم بخشی از آن را از من گرفت. اما زندگی را برای من ممنوع نکرد. به همین خاطر تصمیم گرفتم که به خودم بیایم و آینده ام را با تکدی گری رقم نزنم. و دوست ندارم که با نگاه ترحم آمیز به من نگاه شود. به خودم گفتم کاری کنم که دست دیگران در جیب من باشد نه دست دیگران در جیب من. خدا نیز مرا یاری کرد تا به اینجا برسم و هدف من هم همین است که بتوانم شرایطی را برای بچه های معلول به وجود بیاورم تا متناسب با شرایط و توانایی هایشان به کاری مشغول شوند.

ـ برای کم رنگ کردن فرهنگ غلط مردم چه کسانی و چه نهادهایی نقش ایفا می کنند؟

از لحاظ فرهنگی کمبودهای زیادی در جامعه ما وجود دارد. بیشتر در عرصه اجتماعی دولت و رسانه های ما در این قضیه نقش بازی می کنند. در 24 ساعت شبانه روز کمتر برنامه ای در تلویزیون در ارتباط با معلولین نشان داده می شود یا کمتر فیلمی در مورد معلولین ساخته و به نمایش در می آید. یا سازمان هایی مانند شهرداری یا حتی دانشگاه هایی که معلولین در آنها تحصیل می کنند برای معلولین مناسب سازی نشده است. دانشگاهی که من در آن تحصیل می کردم ساختمان شش طبقه ای بود که حتی یک بالابر برای ما معلولین نداشت و ما مجبور بودیم از دیگران کمک بگیریم تا سر کلاسهایمان در طبقات بالا حاضر شویم. اما زمانی که تعدادی دانشجوی دختر معلول به جمع ما اضافه شد. سخت تر بود که هر روز از کسی خواهش کنند که به کمک آنها بیاید. بنابراین پی گیری کردیم و شش بالابر در دانشگاه راه اندازی شد. اما بعد از این که ما از دانشگاه فارغ التحصیل شدیم این بالابرها دوباره جمع شد و وضعبت به حال قبل بازگشت.

ـ چه عواملی سبب خانه نشین شدن معلولین می شود؟

یکی از مشکلاتی که بچه های معلول به خصوص معلولین ضایعه نخاعی را مجبور به خانه نشین شدن می کند مشکل رفت و آمد است. کرایه و هزینه رفت و آمد برای معلولین دوبرابر هزینه رفت و آمد یک فرد عادی است. کمتر وسیله نقلیه عمومی وجود دارد که یک فرد معلول بتواند از آن به راحتی استفاده کند. بی آرتی به نام معلولین ساخته شده اما کمتر معلولی هست که از آن استفاده کند. تازه اگر جایی برای سوار شدن ما معلولین در میان آن همه ازدحام جمعیت باشد. از رمپ ها و گیت های غیر استانداردش هم که بهتر است چیزی نگویم.

ـ خانه نشین شدن معلولین چه عواقبی برای آنها در برخواهد داشت؟

خانه نشینی برای آنها تا زمانی که جوانند و خانواده در کنار آنهاست مشکلی به وجود نمی آورد ولی این دوران خواه ناخواه طی می شود. خواهران و برداران بزرگ می شوند. ازدواج می کنند. پدر و مادر سنشان بالاتر می رود و بالاخره زمان جدایی فرا می رسد. آن زمان است که تنهایی برایشان هر چه بیشتر بروز می کند. که انتهایش مرگ تدریجی خواهد بود. حتی اگر زمانی فرا برسد که با پیشرفت علم مشکل ضایعه نخاعی حل شود و همه معلولین قطع نخاع درمان شوند. باز هم مدت زمان زیادی میکشد تا به حال اول خود باز گرددند. پس بهتر است که حصارشان را بشکنند. خودشان را پیدا کنند و علاقه های خود را دنبال کنند. کسانی که خانه نشینی را انتخاب می کنند بالاخره به شرایط اولیه خود بر می گردند اما احتمال دارد که زمان را از دست داده باشند.

ـ آیا شما براساس علاقه خود وارد رشته مهندسی الکترونیک شدید؟

من از دوران کودکی علاقه زیادی به رشته الکترونیک داشتم. دل هر وسیله الکترونیکی را باز می کردم. آن را جراحی می کردم و دوباره شکمش را می دوختم .

ـ آیا معلولیت در علاقه و انتخاب راه آینده تان تأثیر نگذاشته است؟

در دوران دبیرستان دوست داشتم به مدارس فنی و حرفه ای بروم ولی متأسفانه مدارس فنی و حرفه ای کم بودند و یا خیلی دور. من نمی تونستم مسیر طولانی را طی کنم. به هر صورت رشته ریاضی را برای رسیدن به اهداف و رشته مورد نظرم انتخاب کردم. سال سوم دبیرستان بودم که باز یک وقفه شدید درمانی مرا از تحصیل بازداشت. بالاجبار ترم های بعدی را در خانه درس خواندم. نیمی از دوران پیش دانشگاهی را نیز در خانه تحصیل کردم. زمانی که به مدرسه برگشتم بهبه ی کنکور و تست زدن بچه ها بود. خودم را چند پله عقب تر از آنها می دیدم. این موضوع باعث شده بود که به فکر ترک تحصیل باشم اما خواهر و برادرم که آن زمان دانشجو بودند مرا به ادامه تحصیل ترغیب کردند. حتی برخی از معلم ها و استادها که می دیدند با چه شرایطی دارم به تحصیلم ادامه می دهم از من حمایت می کردند و انگیزه لازم را به من می دادند. معلولیت شاید راه رسیدن به اهداف را ناهموار کند ولی تأثیری در هدف نمی گذارد.

AWT IMAGE

ـ در مورد اختراعی که به ثبت رسانده اید توضیح دهید. چه چیزی شما را به ساخت این دستگاه ترغیب کرد؟

مدتی بود که در بخش تبلیغات انجمن ضایعه نخایی فعالیت می کردم. برای تهیه فیلم های تبلیغاتی جشن رمضان 20 روز تمام از 7 صبح تا 12 شب به طور مداوم روی صندلی نشسته بودم و کار می کردم. بعد از اتمام کار به خاطر فشار کاری مدتی را به خاطر ضخم بستر در بیمارستان بستری شدم. این نقطه عطفی شد برای تکمیل طرحی که از سال 80-81 مشغول به ساخت آن بودم. بالاخره در سال 1390 بود که دستگاه ایمن بدسور را طراحی و با شماره ۷۴۸۷۶ به ثبت رساندم.

دستگاه ایمن بدسور وسیله ایست هوشمند که می توان آن را در انواع تشک ویلچیر ، نشیمنگاه ویلچیر ، تخت خواب و کفش های طبی ( بریس ) افراد ضایعه نخاعی تعبیه کرده تا در فواصل زمانی معین از طریق صدای آلارم و لرزش ویبره و چراغ چشمک زن دو رنگ، فرد را هوشیار نماید تا اقدام به تغییر پوزیشن ( برداشتن فشار از روی سطح ) خود نماید . با استفاده از این روش مدت زمان نشستن دو برابر شده و عامل ایجاد زخم های فشاری (نشستن طولانی مدت و فشار مداوم) بروز نمی کند .چرا که فردی که به مدت طولانی می نشیند یا دراز می کشد مستعد زخم های فشاری است و شایع ترین محل زخمهای فشاری ، استخوان ساکروم و دنبالچه می باشد . فردی که میتواند درد و فشار را احساس کند متقابلا در پی این درد و احساس فشار خود به خود جابه جا می شود و تغییر پوزیشن می دهد و یا از دیگران تقاضای کمک می کند اما فردی که حس درکش در مقابل درد و فشار کاهش می یابد در معرض خطر زخمهایی فشاری قرار می گیرد.

AWT IMAGE

ـ آیا طرح های دیگری در دست ساخت دارید؟

طرح های دیگری هست که مربوط به تشک معلولین، وسایل نقلیه و سرویس بهداشتی معلولین است. طرح دیگری نیز هست که به معلولین این توانایی را می دهد که در مکان هایی مانند استخر و یا حتی دریا شنا کنند. این وسیله حتی می تواند برای درمان توانبخشی نیز به معلولین کمک کند. این طرح ها طرح های پایه و نمونه هستند و طرح تجاری آنها هنوز تکمیل نشده است. طرح هایی که الکترونیکی و مکانیکی هستند کمی هزینه برند . اما ما به یاری خدا طرح های پایه را جلو می بریم . طرحی که فعلا بر روی آن کارمی کنیم نوعی دیگر از تشک معلولین است که برخلاف تشک قبلی که مانع از ایجاد ضخم بستر در معلولین میشد، این تشک برای افرادی طراحی شده است که دچار ضخم بستر شده اند. این تشک به آنها کمک می کند که سریع تر مراحل درمانی را طی کنند. یکی از طرح هایی که بعد از اتمام طرح تشک روی آن کار خواهیم کرد رمپ ویژه معلولین است. این رمپ قابلیت جابجایی دارد و هر کجا که بخواهند می توانند از آن استفاده کنند.

AWT IMAGE

ـ برای ثبت اختراع آیا نهادی به شما کمک مالی کرده است؟ برای ثبت آن یا تولید انبوه آن با چه مشکلاتی مواجه شدید؟

برای ثبت اختراع هیچ کمکی از سوی هیچ نهادی صورت نگرفته است. اکثرا برای ثبت یک اختراع بالای یک میلیون تومان هزینه می گرفتند و هرچقدر که این اختراع مربوط به وسایل و تجهیزات پزشکی بود این هزینه بالاتر می رفت. برای ثبت اختراع دستگاه ایمن بدسور تمامی هزینه ها بر عهده خودم بود و بیشترین هزینه صرف حمل و نقل و کرایه ماشین شد. اما توانستم با یک سوم هزینه ی اعلام شده آن را به ثبت برسانم.

برای ساخت و تولید انبوه آن هم نهادی از ما حمایت نکرد و استقبال چندانی هم از آن نشد. متأسفانه طرحی که در خود ایران ساخته می شود مورد استقبال قرار نمیگیرد ولی اگر درخارج از کشور ساخته شود و به داخل ایران بیاید مورد استقبال قرار می گیرد.

ـ آیا طرح تان را به خارج از کشور فرستاده اید؟

با وجود این که این طرح، طرح نویی بود و در خارج از ایران هم نمونه آن انجام نشده بود اما آن را به خارج نفرستادم. دوست داشتم که این طرح در ایران انجام شود تا از طریق همین طرح برای سایر بچه های معلول اشتغال ایجاد شود. برای انجام این کار از سازمان بهزیستی کمک گرفتم اما آنها گفتند که این موضوع در چارت کاری سازمان بهزیستی نیست و نمی توانند کمک زیادی در این زمینه انجام دهند. این طرح، طرحی نیست که فقط یک بار روی آن سرمایه گذاری شود. طرح های دیگری هم بعد از آن ارئه خواهد شد که می تواند افراد بیشتر را وارد چرخه کار و فعالیت کند.

ـ برای تولید انبوه به چه ارگان ها و نهاد هایی سر زدید؟

برای تولید انبوه این طرح به جاهای مختلفی سر زدم و صحبت کردم اما به من گفتند که طرح تو برای افراد ضایعه نخایی بسیار خوب است و اکثر معلولین به آن نیاز دارند. پس خودت آن را تولید کن. ما آن را از تو خریداری میکنیم. من هم تصمیم گرفتم که این طرح را حرفه ای تر کنم و ساختاری را به آن اضافه کنم تا در درمان بچه های معلول مؤثرتر باشد. یکی از نهاد هایی که به آن مراجعه کردم سازمان بهزیستی بود. چرا که دستگاه ایمن بدسور مربوط به بخش سلامت معلولین می شد و بیشترین هزینه ای را هم که سازمان بهزیستی متحمل می شود برای درمان ضخم بستر معلولین و پانسمان آن است.در صورتی که هزینه ای که برای ساخت این تشک پرداخته می شود در مقابل هزینه های سرسام آور جراحی های درمانی ضخم بستر کمتر است.به علاوه کسی که از این تشک استفاده کند دیگر دچار هزینه های میلیونی جراحی های ضخم بستر نمی شود. بنابراین علاقه مند بودم که با همین سازمان در تعامل باشم. اما سازمان بهزیستی گفت که تنها کمکی که می تواند برای تولید آن به ما بکند این است که وام اشتغال به ما بدهد. سایر کارها از جمله تبلیغات و بازایابی این محصول بر عهده خودمان است.

ـ با وجود این که در سن ازدواج هستید آیا در مورد آن فکر کرده اید؟ نظرتان درمورد ازدواج معلولین چیست؟

در این زمینه مشکلات زیادی پیش پای افراد معلول وجود دارد و ذهنیت افراد در خصوص ازدواج با افراد ضایعه نخایی منفی است. اکثر معلولین ضایعه نخایی با مشکلاتی نظیر مشکلات باروری و عدم کنترل ادرار و مدفوع علاوه بر مشکلات حسی و حرکتی خود روبرو هستند. همه افراد در مسئله ازدواج با مشکلاتی مواجهند اما ما معلولین با مشکلاتی بیشتر از آنها روبرو هستیم. برای همین ذهن ما بیشتر درگیر می شود. یکی از چیزهایی که در ما بیشتر بروز می کند حس سوء زن است. تجربه به من اثبات کرده که فردی که روابط اجتماعی بالایی دارد با روحیه ما سازگار نیست. کسی که روابط اجتماعی بالایی دارد خیلی زود و راحت با دیگران ارتباط برقرار می کند و خیلی راحت هم می تواند این ارتباط را قطع کند. فردی که خیلی زود با افرادی همچون ما ارتباط برقرار می کند به خاطر مشکلات و شرایط روحیه ما کافی است که محبتش نسبت به قبل کم رنگ تر شود. آن زمان است که ضربه ای شدید بر ما زده خواهد شد.

ـ آیا برای ازدواج اقدامی کرده اید؟

در دانشگاه دختر خانمی بودند که خودشان پیش قدم شدند و کسی که خودش به سمت یک فرد معلول می آید دید مثبتی به این قضیه دارد. کسی که بر سر راه من قرار گرفت بود به این دید رسیده بود که یک فرد معلول هیچ تفاوتی با یک فرد معمولی ندارد. اما در زندگی مشترک غیر از این دید مثبت چیزهای دیگری هم وجود دارد. وقتی که با فرد معلول ازدواج می کنی باید بدانی که در خیابان در کنار یک فرد معلول قدم می زنی. چرخش را حل می دهی و همه به تو نگاه می کنند. آن زمان چه حسی خواهی داشت؟ آیا از حل دادن صندلی چرخ دار همسرت خجالت زده می شوی؟ یا وقتی که دلت تفریح می خواهد و نمی توانی با همسرت به کوه بروی. اینها واقعیت زندگی یک معلول است. باید ذهن کسی که قرار است لحظه به لحظه زندگیش را با تو سپری کند آمادگی لازم را داشته باشد. وقتی که کسی وارد زندگی من شود ناخوداگاه برایش محدودیت ایجاد می کنم. اینها سوالاتی بودند که من از او پرسیدم . چون دوست نداشتم که زندگی او را خراب کنم. من به او گفتم که نمی توانم با ایشان ازدواج کنم و این قضه یک سال نیم به طول انجامید و در آخر به خاطر مشکلات درمانی از این موضوع کاملا دور شدم.

AWT IMAGE

ـ اکثر خانواده ها عقیده دارند که معلولین بهتر است که با فردی مانند خودشان ازدواج کنند. نظر شما در این باره چیست؟

ازدواج یک فرد معلول با فرد معلول دیگر هم حسن دارد و هم ضرر. هر معلولی نمی تواند با معلول دیگری ازدواج کند. مثلا فردی که از ناحیه نخاع دچار آسیب شده است نمی تواند با فردی مانند خودش ازدواج کند . من بیشتر تمایل دارم با فردی ازدواج کنم که معلولیت را حس کردند و از شرایط و مشکلات یک معلول آگاهند. اگر روزی اتفاق بافتد که با فرد معلولی آشنا شوم و بخواهم با او زندگی مشترکی آغاز کنم ترجیح می دهم آن فرد معلولیتی همانند من نداشته باشد. رفت و آمد برایش آسان تر باشد. چون باید یکی جای دیگری را پر کند. اما تمام این چیزها خوشبختی را مشخص نمی کنند. در اصل مهم آن است که با هم به تفاهم برسند و برای یکدیگر باشند.

ـ اگر به شرایط جسمانی همان پسر بچه ی 10 ساله باز می گشتید موفق تر خواهید بود؟

من از معلولیتم دلگیر نیستم و خدا را شکر می کنم. شاید پیشرفت من در گرو معلولیتم بوده است. شاید اگر سالم بودم انقدر تلاش نمی کردم. اگر به سن 10 سالگیم و این حادثه دوباره برایم رخ دهد بهتر از الان زندگیم را شروع می کنم. سعی می کردم فرصت هایم را از دست ندهم و فعال تر عمل کنم.

ـ تا به حال شده است که به خاطر شرایط و مشکلات از خدا دلگیر شوید؟

فرقی نمی کند که سالم باشی یا نه . گاهی اتفاق می افتد که وقتی با شرایطی مواجه می شوی به خدا می گویی: خدایا من که یک درد داشتم چرا مرا با مشکل دیگری روبرو می کنی؟ اما کمی بعد از حرفی که می زنی پشیمان می شوی. آخرین درس دینی که قبل از تصادف در مدرسه خوانده بودم را هیچ وفت از یاد نمی برم. در آن درس آمده بود که هر چیزی امانتی از سوی خداست و زمانی فرا می رسد که آن را از انسان می ستاند.

اوایل بعد از تصادف خیلی با برادرم دعوا می کردم. وقتی که انسان یک چیز را دارد و بعد آن را از دست می دهد سخت ترین شرایط زندگیش را سپری می کند. شرایط روحیم چندان تعریفی نداشت. هر چیزی که دم دستم بود را پرتاب می کردم. وقتی که برادرم دعوایم شد پیچ گوشتی که کنار دستم بود را برداشتم و به سویش پرتاب کردم. او سریع فرار کرد و پیچ گوشتی بر در اتاقم فرود آمد. بعد که به مشهد رفتم شرایط روحی و روانیم به کلی تغییر کرد.

ـ آیا معلولیت محدودیت است؟

معلولیت محدودیت نیست. انسان در هر شرایطی می تواند پیشرفت کند. اگر توانایی از انسان گرفته شود در مقابلش توانایی های دیگری به او بخشیده خواهد شد. معلولیت ذهن و احساس انسان را عمیق تر می کند. دنیایش را عوض می کند. فقط باید خودت را پیدا کنی.

ـ شاید افرادی باشند که هنوز نتوانسته اند با این شرایط کنار بیایند برای آنها چه پیامی دارید؟

فقط می توانم بگویم که خواستن توانستن است. هدفی را برای خود در نظر بگیرند مطابق هدف هایشان گام بردارند. درست است که معلول هستیم اما چیزی از انسان بودن ما کم نشده است. شاید عضوی از بدنمان کم شده باشد اما خیلی چیزهای دیگر در ما پر رنگ تر شده اند . نقاط پررنگ خود را پیدا کنند و از این شرایطی که برای خودشان ساخته اند بیرون بیایند. تنها ماندن چیزی دربر نخواهد داشت.

دفعات مشاهده: 2734 بار   |   دفعات چاپ: 740 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 46 بار   |   0 نظر



کد امنیتی را در کادر بنویسید    

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb