وقتی هنرنمایی معلول بازدیدکننده را به وجد می آورد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۵/۱ | 

وقتی هنرنمایی معلول بازدیدکننده را به وجد می آورد


مشهد- یک توانجو در نمایشگاه قرآن و عترت مشهد در حالی که با زحمت حرف می زد و به سختی حرکت می کرد؛ ولی با حرکات خود همه را به وجد آورد.

چشمم که از تک تک معلولین داخل غرفه عبور کرد، حرکات و صداهای نامعلوم پسری نحیف در گوشه غرفه توجهم را جلب کرد، در گوشه ای تنها روی صندلی نشسته بود و گویی سعی داشت با همان حرکات بازدیدکنندگان را متوجه خود سازد.

حرکات معنادار این معلول هر بازدید کننده را به وجد می آورد و ناخودآگاه این حرکات، در ذهن افراد بازی بازیگران را تداعی می کند؛ درست است ˈمرتضیˈ بازیگر تئاتر است.

به کنارش رفتم تا اسمش را بپرسم، در پاسخ به سوالم صورتش را به یک طرف چرخاند و در حالی که به زحمت نفس و لبهایش را برای ادای کلمه ای هماهنگ می کرد، اسم ˈمرتضیˈ را شنیدم، همین که خواستم سوال بعدی را بپرسم مرد معلول دیگری که بر روی صندلی چرخدار نشسته بود به کنارمان آمد و سعی کرد مرتضی را در حرف زدن با من یاری دهد.

تازه وارد خودش را ˈعلیرضا ترابیˈ معرفی کرد و گفت که ترجمه حرف های مرتضی را به عهده می گیرد، از وی خواستم درباره خانواده، زندگی و آرزوهای مرتضی بپرسد.

به گفته ترابی، اسم کامل پسر معلول ˈمرتضی جوانشیرˈ، 24 ساله و اهل مشهد بود، از زمان تولد به فلج مغزی مبتلا شده بود، یک خانواده کوچک شامل مادر، یک خواهر و برادر داشت که در کودکی پدرش را از دست داده بود.

وی اظهار کرد: مرتضی تحصیلات دبیرستانش را کامل نکرده اما از نوجوانی در مجتمع نیکوکاری توان یابان مشهد مهارتهای فنی و حرفه ای را به صورت رایگان یاد گرفت.

وی بیان کرد: مرتضی در همان زمان به پیشنهاد یکی از مربیان مجتمع توان یابان مشهد در یک گروه تئاتر مشغول بازی شد و پس از کسب مهارتهای اولیه و نشان دادن استعدادش در بازیگری، فعالیتش را در چندین تئاتر ادامه داد.

آقای ترابی در توجیه حرکات مرتضی و تواناییش در فهمیدن نمایشنامه گفت: حرکات بیش از حد بدنش، بی اختیار است و به سختی صحبت می کند اما ضریب هوشی بسیار بالایی دارد و همه دیالوگ های نمایشنامه را به خوبی فهمیده و نقش خود را به نحو قابل قبولی بازی می کند.

وی افزود: در برخی تئاترها دیالوگ نیز داشته و از پس نقش خود به خوبی برآمده است، اکنون مرتضی یک آکتور حرفه ای تئاتر است و پیشنهادهای بسیار از سوی کارگردانان برای بازی در تئاتر دارد.

از آقای ترابی خواستم از آرزوهای مرتضی بپرسد و مرتضی که متوجه سوالم شده بود، دست و پایش را به داخل شکمش جمع کرد که به نوعی ذوق زدگی خودش را نشان داده باشد، سپس کلمات نامفهومی را ادا کرد.

ترابی گفت: مرتضی آرزو دارد با ˈشهاب حسینیˈ و ˈرضا کیانیانˈ بر روی صحنه تئاتر همبازی شود و او نیز مانند این دو بازیگر بدرخشد.

از مرتضی پرسیدم که آیا به معلولین دیگر توصیه می کند که تئاتر بازی کنند، که وی دستش را به علامت ˈنهˈ تکان داد و دوباره کلمات نامفهومی ادا کرد.

ترابی گفت: به قول مرتضی رشته تئاتر برای معلولین عاقبت ندارد چون رشته تحصیلی آن در دانشگاه مشهد نیست و دانشگاه تهران نیز معلولان را راحت جذب نمی کند.

به مرتضی گفتم، دوست دارد ازدواج کند؟ و آقای ترابی در پاسخ سوالم گفت: دوست دارد اما نه کسی او را حمایت می کند و نه امکانات دارد.

از ترابی خواستم که صحبتی با مسوول غرفه داشته باشم که وی خودش را مسوول غرفه و همچنین سرپرست گروه تئاتر معلولین مشهد معرفی کرد.

وی گفت: مرتضی، من و چند نفر دیگر از معلولین به عنوان نخستین گروه تئاتر معلولین ایران عضو موسسه مردم نهاد ˈبچه های بارانˈ در مشهد هستیم.

ترابی اظهار کرد: هفت سال قبل گروه تئاتری متشکل از معلولین به سرپرستی

ˈحمید کیانیانˈ بازیگر تئاتر و سینما، با هدف تئاتر درمانی در مشهد زیر نظر موسسه ˈبچه های بارانˈ تشکیل شد.

وی بیان کرد: موسسه ˈبچه های بارانˈ مستقل و توسط خیرین اداره می شود که کیانیان مسوولیت سرپرستی این موسسه را برعهده گرفته است.

از او پرسیدم ، چرا عنوان ˈبچه های بارانˈ را برای موسسه در نظر گرفته اند که در پاسخ گفت: بچه های معلول همانند باران لطیفند، همچون باران هر زمان که جاری می شوند طراوت و سرسبزی را به ارمغان می آورند و همانند باران پاک و پر از امید به زندگی هستند.

وی افزود: تئاتر برای بچه های معلول نشاط و امید به زندگی را به ارمغان می آورد، آن ها هنگام بازی همچون قطرات باران به جویبار زندگی می پیوندند.

وی ادامه داد: نخستین تئاتری که توسط بچه های باران اجرا شد، نمایشنامه

ˈپرنده و فیلˈ نوشته ˈداود کیانیانˈ بود، در این نمایشنامه فیل خودش را به درخت می زند و جوجه های پرنده را از بین می برد و پرنده برای انتقام با کمک دیگر حشرات و پرندگان فیل را از پا درمی آورند.

ترابی بیان کرد: تئاتر ˈفیل و پرندهˈ در نخستین جشنواره کودک و نوجوان آستان قدس خوش درخشید و پس از آن در چندین شهر ایران و نهادهای مختلف مشهد به اجرا درآمد.

وی با اشاره به اثرات درمانی تئاتر گفت: بازی در تئاتر، معلولین این گروه را درمان کرد به عنوان مثال باعث شد ˈابوالفضل موسویˈ که 40 سال ویلچرنشین بود از روی صندلی چرخدار بلند شود و با واکر حرکت کند، ˈمریم عدالتیˈ که در گوشه خانه افسرده و محتاج دیگران شده بود اینک بسیاری از کارهایش را خودش انجام می دهد و حتی در دانشگاه تحصیل می کند.

وی افزود: هدف موسسه باران از بین بردن فکر ˈنتوانستنˈ در ذهن معلولین و دیگر افراد جامعه و اشتغالزایی برای معلولین است که تاکنون با راه اندازی تئاتر، عروسک سازی، کیف و کفش سازی، نقاشی و کارهای دستی دیگر به دو هدف مزبور دست یافته است.

ترابی برگزاری نخستین همایش تئاتر درمانی کشور، همایش معلولیت و خلاقیت، همایش هنر و خلاقیت در خدمت معلولیت، حضور در کنگره کشوری اپتومتریست ها و پزشکان پوست و مو و زیبایی، حضور در همایش های بازرگانی توحید، برگزاری نمایشگاه های گوناگون از آثار معلولین در چند شهر کشور، تهیه و توزیع فیلم مستند و فیلم کوتاه داستانی در جشنواره های داخلی و خارجی را از دیگر فعالیتهای موسسه ˈبچه های بارانˈ برشمرد.

از او پرسیدم خواسته اش از مسوولین یا رییس جمهوری چیست؟ آهی کشید و گفت: اگر بگویم هیچ ندارم و به من پول بدهید، گدایی است اما با ماهی 80 هزار تومان بهزیستی واقعا نمی توان یک زندگی را اداره کرد.

وی اظهار کرد: گروه تئاتر ˈبچه های بارانˈ در شهرهای بسیاری اجرا داشت یا نمایشگاه برگزار کرد اما حتی یک نفر از مسوولان یا کارکنان بهزیستی زحمت تماشای این تئاتر را به خود ندادند.

وی بیان کرد: به هرحال موسسه ˈبچه های بارانˈ تمام تلاشش را به کار بسته که فرهنگ سازی برای اشتغال و تغییر نگاه مردم به معلولین و دادن انگیزه به معلولین برای حضور در جامعه انجام دهد که این حرکت نیازمند تشویق از سوی مسوولان بهزیستی به عنوان متولی امور معلولین است.

ترابی افزود: معلولین به صدقه نیاز ندارند بلکه آنان توجه و تشویق مسوولان را می خواهند تا برای زندگی و حضور در جامعه انگیزه لازم را به دست آورند.

وی اظهار کرد: زمانی می رسید که من حتی پولی برای دادن کرایه تاکسی نداشتم که خود را به تمرین تئاتر برسانم و وضعیت دیگر اعضای گروه نیز به همین صورت بوده است اما با زحمت فراوان و با همکاری یکدیگر این تئاتر را به سرانجام رسانیدم و انتظار تشویق از سوی بهزیستی خواسته زیادی نیست.

وی افزود: همه روسای جمهوری برای انتخاب شدن به عنوان رییس جمهوری نیاز به رای دارند حال رای یک پروفسور باشد یا رای یک معلول خوابیده روی تخت بیمارستان.

وی گفت: تاکنون هیچ کدام از دولت های گذشته به خواسته های معلولان پاسخ نداده اند و ما از رییس جمهوری انتظار داریم با تدبیر خود برای ادامه زندگی به معلولین امید بدهند.

*** می گویند: غمت را به دوستت بگو، سبکتر خواهی پرید.

می گویند: دستت را بده به من ای دوست، تا تنها نمانی.

پس بگذار چند گامی را در کنار تو باشم و تو با دلواپسی های من همراه شوی.

من هر صبح، هر غروب، هر شام و هر لحظه با این دردهایی که تو می بینی، بی التماس و رنج برای امروز آمده و فردای نیامده ام تلاش می کنم.

نگاه کن ای دوست، دلم را نلرزان....

خدا کند هیچ وقت بدنبینی، هیچ وقت دست و پایت درد نگیرد و جایی به انتظار یاری دستانی که تو را از پله ای بالا ببرند نمانی، کنار خیابان برای اینکه سوار تاکسی شوی منتظر کمک نمانی.

ای دوست باور کن من هم آرزو دارم مانند تو بدوم، از پشت بام خم شوم و عابرین کوچه ها را ببینم اما نمی شود دیگر...

اکنون من اینجایم، کنار همه آنهایی که گمان می کنند ما نمی توانیم پس آماده ام بگویم، من همچون شما می توانم باشم و هستم.

حال اگر روزی، جایی، یکی مثل مرا دیدی یادت باشد آرزوهای بسیار داریم اما نمی خواهم دست دراز کنی و یاری برسانی. فقط بنشین و حرف دلم را بشنو.

یادتان باشد، وسعت آسمان خدا برای من هم قدر توست./

منبع: ایرنا

دفعات مشاهده: 2629 بار   |   دفعات چاپ: 692 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 7 بار   |   0 نظر




کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb