موانعی که سد راه معلولان است

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۹/۲۴ | 

موانعی که سد راه معلولان است


فرزام معماری، کارشناس ارشد میکروبیولوژی

سال‌هاست که روز - سوم دسامبر- از سوی سازمان ملل متحد روز جهانی معلولین نام گرفته است، هر سال شعاری برای این روز در نظر گرفته می‌شود و در سراسر کشورها زمانی برای برپایی مراسم و ارج نهادن به تجارب و توانایی‌های مردمی که با معلولیت‌های گوناگون دست و پنجه نرم می‌کنند اختصاص می‌یابد.

گذشته از این‌که یک روز در سال زمانی ناکافی برای توجه ویژه به معلولان است، هدف از نام‌گذاری این روز اقدامی برای ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیت‌های مختلف و افزایش آگاهی‌هایی بوده است که می‌بایست از مساله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود.

شعار روز معلولان در سال 2013 به این قرار بود «موانع را برداریم، درها را بازکنیم برای ایجاد جامعه‌ای فراگیر و متعلق به همه»، یقینا این شعار بار معنایی فراوان و مثبتی را القا می‌کند و این سوال را در ذهن تداعی می‌کند که چه تعداد از این موانع برداشته شده است؟

بدیهی است تنها در صورت وجود پاسخی روشن و قانع کننده، جامعه معلولان قلباً پذیرای برنامه‌های این روز با شعاری نو در سال 2014 که «توسعه پایدار، نوید فناوری» است، خواهند بود، گذشته از این‌که موانع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری بر سر راه توسعه خدمات قابل ارائه به معلولان برای حذف و یا دست کم تقلیل محدودیت‌ها وجود دارد، موانعی ملموس در سطح شهر ساده‌ترین ترددهای روزمره جامعه معلولین را تحت تاثیر قرار داده است، این نوشتار تصمیم دارد تا معنای لغوی و نه اصطلاحی برداشتن موانع را از معابر محل گذر شهروندان و با تاکید بر جامعه معلولان بررسی نماید، چرا که ارتقای سایر خدمات جز در هموار کردن راه عبور این گروه از شهروندان برای حضور بیشتر در بطن جامعه نیست.

بسیاری از ما بارها وقتی برای انجام دادن امورات شخصی زندگی به اماکن مختلف نظیر مراکز خرید، مراکز میوه و تره‌بار، بانک‌ها، ادارات و ... مراجعه کرده‌ایم با صحنه زیر رو به رو شده‌ایم:

در ابتدای راه پله طولانی با ارتفاع پله‌های نامتناسب و با سنگ‌هایی با لبه تیز که حتی از دور نگاه را می‌خراشد با احساسی سرد و شاید شرمسار: «متشکرم، کافی است، باعث زحمت شدم جوان بقیه را خودم خواهم رفت». پله‌ها را که به کمک همنوعانش پشت سر می‌گذارد چالش‌های بعدی یکی بعد از دیگری نمایان می‌شود، چالش عبور از آستانه درها، چالش قامت آرایی در جلوی میز مرتفع خدمت و ... گاه ممکن است آسانسوری وجود داشته باشد تا لبخند کوتاه مدتی را برای او به ارمغان بیاورد، بالاخره می‌توان از آسانسور استفاده کرد و عرق ناخواسته شرم را بر جبین احساس نکرد، ویلچر را به سمت آسانسور می‌راند، کمی از روی صندلی بلند می‌شود تا با دستانی که نشان از ترکش خمپاره دارد درب آسانسور را باز کند.

درب آسانسور باز می‌شود. ویلچر را به داخل آسانسور هدایت می‌کند ولی درب آسانسور باریک‌تر از آن است که بتوان با آن صندلی در آن جای گرفت.

چاره‌ای جز انصراف ندارد. یکی از کارمندان کارش را انجام می‌دهد، لیکن دو روز بعد باید مجددا برای پیگیری شخصا حضور یابد.

با همان زحمت قبلی از آستانه در ورودی بیرون می‌آید و باز هم پله‌ها. دو نفر دیگر او را با صندلی پایین می‌آورند و او باز هم اندوهگین می‌شود.

باید عرض خیابان را رد کند تا سوار تاکسی شود و به خانه برگردد، به دیگران نگاه می‌کند که لابه لای اتومبیل‌ها می خزند تا به زحمت و با اندکی دلهره به آن طرف خیابان برسند، گاه گاهی قیژ قیژ صدای ترمز اتومبیل‌ها و بعد از عنایت شهروندان به یکدیگر برای یافتن مقصر که آیا راننده تعجیل کرده یا عابر تاخیر! وسط بلوار نرده‌های بلند قد برافراشته‌اند.

کمی بالاتر پل عابر پیاده‌ای با ظاهری شکیل چشم را می‌نوازد، به سمت پل می‌رود، عرض پله‌ها کم است و در ابتدای هر کدام دو سه پله سنگ و سیمان وجود دارد که نه تنها برای او که با ویلچر تردد می‌کند بلکه استفاده از آن برای دیگر معلولان نیز مصائبی به دنبال دارد.

به خاطرات دوران 8 سال دفاع مقدس فکر می‌کند زمانی که برای عبور همرزمانش از میدان مین چه جان‌هایی که فدا می‌شد تا پلی انسانی جهت گذر به موقعیتی برای برتری بر دشمن فراهم شود و به پاهایش نگاهی می‌اندازد، در دل شادمان است که نبود پاهایش منجر به آزادی کشورش شد و آنها را بی‌جهت فدا نکرده است و در ظاهر خسته، چرا که دیگر توان حرکت ویلچر را ندارد، اما همت بلندش و آرمان‌های مقدسش به وی انرژی وافری داده است، تصمیم می‌گیرد تا جایی که نرده‌ها تمام می‌شوند برود.

حالا داستان سخت سوارشدن به تاکسی و باز هم نیاز به کمک دو نفر و معطلی دیگر مسافران با نگاه‌های سنگین‌شان ...؛از بیرون آمدن از منزل پشیمان می‌شود.

راه رفتن در خیابان‌های شهر شلوغ ساده نیست. پستی و بلندی و چاله‌ها، پله‌های کوتاه و بلند کم عرض، پیاده‌روهای گاهاً حفاری شده، نرده‌های وسط بلوارها، آسانسورهای کم تعداد و کوچک و غیراصولی و هزار مشکل دیگر باعث می‌شوند که نه تنها معلولان، بلکه تمام شهروندان سالم نیز از این دشواری‌ها بی‌نصیب نمانند.

حال این‌که جانبازان 8 سال دفاع مقدس که با نقص عضو مواجه شده‌اند، روشندلان که عصای سفید به دست دارند و یا حتی جوانانی که ممکن است در اثر یک سانحه دچار نقص عضو شده باشند و میله‌های سرد عصا همدم دستان گرم پر از جوانی و نشاط‌شان برای ترددهای روزمره شده است، چگونه می‌توانند نیازهای روزمره را در خیابان‌های شهر رفع و رجوع کنند، خودمعمایی است دشوار که حل آن نیازمند چاره‌اندیشی مسئولان ذیربط است.

مصوباتی در نظام مهندسی، مسکن و شهرسازی و نهادهای مرتبط با توسعه شهری سال‌ها قبل به تصویب رسیده است و گویای این مطلب است که در کلیه طرح‌های عمرانی، شهرک‌سازی و مجتمع‌های مسکونی و ساختمانی سراسر کشور اعم از این‌که توسط دستگاه‌های دولتی و وابسته به دولت و شهرداری‌ها و یا بخش خصوصی تهیه گردند، رعایت ضوابط که شامل ضوابط برنامه‌ریزی و طراحی برای تسهیل حرکت معلولین در سطح شهر می‌باشد، الزامی بوده و کلیه مراجع مسئول تهیه، بررسی و تصویب و اجرای طرح‌های توسعه شهری، شهرک سازی و مجتمع‌های ساختمانی و مسکونی موظفند در مراحل مختلف تصویب و صدور پروانه و نظارت ضوابط مذکور را رعایت کنند.

قوانین موجود در نظام مهندسی را که ورق می‌زنیم اگر بتوانیم برای مثال وجود مطب متخصصین قلب و عروق را در طبقه‌های فوقانی مجتمع‌های خدماتی بدون آسانسور که شاید به دلیل چشم‌انداز بهتر این طبقات باشد و کوچکترین توجهی به جامعه مخاطب بیماران قلبی عروقی نشده باشد، نادیده بگیریم و یا حتی نهادهایی را در که عموما ارباب رجوع کثیری را میزبان نیستند کنار بگذاریم، نمی‌توانیم آپارتمان‌ها، برج‌ها، بیمارستان‌ها، ساختمان‌های اداری نظیر بانک‌ها و صدها ابنیه را که در شهرهای استان کردستان ساخته می‌شوند بی‌آن‌که اصول و مقررات تصویب شده را رعایت کرده باشند و پایان کار نیز می‌گیرند نادیده بگیریم، چرا که نادیده گرفتن این ساخت و سازها در واقع نادیده گرفتن حقوق گروه بزرگی از شهروندان است، گذشته از این‌که دلیل معلولیت مادرزادی بوده است و یا در اثر سانحه و یا نقش‌آفرینی در دفاع مقدس و نائل آمدن به درجه رفیع جانبازی، این گروه از شهروندان نیز حقوقی دارند که باید طبق موازین مشخص شهرسازی دیده شود و تمام و کمال در جهت کاستن از مشکلات آنان استیفا شود.

در طراحی کلی ساختمان‌های عمومی و محیط شهری ضوابط و مقرراتی از قبیل هم سطح بودن ورودی ساختمان با پیاده‌رو، تعبیه علایم در محل عبور معلولان، عدم استفاده از کف پوش‌های لغزنده، ایجاد سطح شیب‌دار با شیب مناسب برای اتصال اختلاف سطوح، تعبیه پله با عرض کف مناسب، مسقف کردن سطوح شیبدار، لزوم تعبیه حداقل یک آسانسور قابل استفاده برای معلولان با ویلچر، ایجاد سرویس‌های بهداشتی مخصوص معلولان با استانداردهای موجود، نصب چراغ راهنمایی تحت کنترل معلولین در معابر پرتردد، تجهیز وسایل نقلیه عمومی به بالابر مکانیکی، وجود علایم صوتی و بصری برای ناشنوایان و نابینایان و ... به تصویب رسیده و عدم رعایت آنها تخلف از قانون به حساب می‌آید اما...

یا همان معدود به اصطلاح تسهیلاتی که در شهر برای عبور و مرور معلولان ایجاد شده است آن‌چنان غیراستاندارد است که یک شهروند سالم نیز نمی‌تواند به سهولت از آنها استفاده کند.

البته در این میان یکی از نهادهایی که به وضوح فعالیت‌های چشمگیری را در تسهیل تردد معلولان گران‌قدر صورت داده است، پلیس راهنمایی ورانندگی است که از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به ارائه خدماتی نظیر مجاز ساختن بخشی از حاشیه معابر برای پارک اتومبیل‌های ویژه با پلاک معلولین و اختصاص جریمه در صورت پارک اتومبیل‌های با پلاک معمول، تجهیز خودروهایی با صندلی راننده گردان برای تسهیل در سوار و پیاده شدن بر ویلچر و ایجاد بستر قانونی برای تغییر وضعیت اتومبیل ها متناسب با وضعیت معلولیت فرد اشاره کرد.

از طرفی نگاه عموم جامعه نباید به این شکل باشد که معلولیت پدیده‌ای ست که گریبانگیر عده‌ای خاص شده است و این عده خاص تحت هر شرایطی مجبورند خود را با این مشکل وفق دهند، غافل از این‌که مشکلات جسمی و حرکتی هر لحظه ممکن است در کمین هر کسی باشد؛ یعنی جدای از افراد دارای معلولیت و ناتوانی (مثل جانبازان و معلولین مادرزاد)، طیف گسترده‌ای از آحاد جامعه مانند زنان باردار، کودکان، مادرانی که با کالسکه کودکان خود را جابجا می‌کنند، سالمندان و افرادی که دچار عارضه‌هائی چون رماتیسم، مشکلات قلبی، فرسایش مفاصل هستند در مواجهه با موانع فیزیکی و معماری در محیط‌های عمومی هستند و در نتیجه قاطعانه می‌توان گفت توسعه و ایجاد محیط‌های مناسب‌سازی شده و قابل دسترس، برای همه آحاد جامعه لازم و ضروری است.

ای کاش معلولان به جای روزی میان ورق‌های تقویم و شعاری بر بیلبوردهای تبلیغاتی، مکانی برای تردد ایمن در خیابان‌ها داشتند.

منبع: ایسنا

دفعات مشاهده: 2567 بار   |   دفعات چاپ: 723 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر




کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb