بامداد با راز و نیایش : دو شنبه 13 مهرماه 1394

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۷/۱۳ | 

‌بامداد با راز و نیایش
دوشنبه ۹۴/۷/۱۳

مهربانان درود ....

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری

یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
🌹🌹🌹🌹🌹

بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
🌹🌹🌹🌹🌹

همرازم؛
از عاشقانه ای آرام برایت میگویم :
عشق یک توهم بازیگوشانه ی تن گرایانه نیست....
عشق باید بتواند بر مشکلات غلبه کند و مشکلات تازه خلق کند....
عشق محصول ترس از تنها ماندن نیست، عشق فرزند اضطراب نیست، عشق آویختن بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن می رسد نیست....
عشق گرچه از بطن شوریدگی می روید؛ اما مثل عدد قانون پذیر است و باقی...

مهرتان افزون

دفعات مشاهده: 1710 بار   |   دفعات چاپ: 505 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر




کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb